با چند اصطلاح ثبتي درباره املاك آشنا شويد

ثبت اسناد و املاك براي حفظ حقوق و مالكيت افراد بسيار حائز اهميت است .

ثبتي

در اين مطلب قصد داريم شما را با چند اصطلاح ثبتي  درباره املاك آشنا كنيم.

ثبت املاك و اسناد مانند هر قانون ديگر از قبيل قانون مدني و كيفري و غيره براي خود داراي اهدافي است.

 يكي از هدف هاي عمده و اساسي آن حفظ مالكيت مالكان و صاحبان حق نسبت به آنهااست، تا ازتجاوز و تعدي ديگران درامان بماند و مالكيت افراد از امنيت كامل بهره مند شود . براي اينكه با مفهوم اصطلاحات ثبتي آشنا شويد با مجله پيام دلتا همراه باشيد.

املاك مجهول المالك – درقانون ثبت به املاكي گفته مي‎شود كه در دفتر توزيع اظهار نامه به نام اشخاص معرفي شده  اما  تاكنون از طرف مالك براي ثبت آن درخواست نشده است . متصرفان اينگونه املاك مي‎توانند باتوجه به دفاتر توزيع اظهار نامه كه در ادارات ثبت موجود است  همچنين مدارك عادي خريداري (قولنامه) نسبت به درخواست ثبت آن ها اقدام كنند.

آگهي نوبتي – پس از قبول ثبت املاك مجهول المالك به منظور جلوگيري از ضايع نشدن حقوق افراد شماره ومشخصات املاك، چهار نوبت در سال (  اول مردادماه – اول آبان ماه –اول بهمن ماه و اول ارديبهشت ماه سال بعد ) براي اطلاع عموم آگهي مي‎شود اشخاصي كه براي خود حقي قائلند بايد تا ۹۰ روز پس از انتشار آگهي نوبتي اعتراض خود را به اداره ثبت محل تسليم  و تا يك ماه پس از تسليم  اعتراض نيز در دادگاه صالحه اقامه دعوي كنند.

ثبتي

آگهي تحديد (تثبيت) حدود – املاك پس ازآگهي نوبتي به منظور  تثبيت حدود آگهي مي‎شوند. چنانچه مالكان مجاور و يا صاحبان حقوق ارتفاقي( حقوقي كه املاك ديگر به ملك مورد ثبتي مانند حق عبور, آبچك وبازكردن درو پنجره ) داشته باشند مي‎توانند از تاريخ تنظيم صورتجلسه تحديد حدود به مدت سي روز اعتراص خود را به اداره ثبت محل تسليم و پس از آن نيز ظرف مدت يك ماه در دادگاه صالحه اقامه دعوي كنند.

املاك جاري – به املاكي گفته مي‎شود كه سابقه ثبتي در دفتر املاك نداشته باشند. بديهي است صدور سند مالكيت نسبت به املاك جاري وقتي امكان پذير است كه تحديد حدود آنها انجام شده و زمان واخواهي نسبت به اصل و تحديد بلامعارض سپري شده باشد.

املاك ثبت شده – به املاكي  گفته مي‎شود كه داراي سابقه ثبت در دفتر املاك هستند.

سند مالكيت المثني – وقتي كه سند مالكيت از بين برود مثلا دچار حريق شود و اثري از آن باقي نماند يا گم شود مالك مي‎تواند از اداره ثبت محل وقوع ملك صدور سند مالكيت المثني را درخواست كند.

تبديل اسناد مالكيت مشاعي به يك جلد – چنانچه فردي نسبت به ميزان معيني از ملكي، داراي اسناد مالكيت مشاعي متعدد باشد يا به عبارت ديگر سهام مشاعي ملكي از طرف مالكان متعدد به يك نفرانتقال يابد خريدار مي‎تواند با مراجعه به اداره ثبت محل وقوع ملك و ارايه اسناد مالكيت مشاعي ،صدور سند مالكيت واحد به نام خود را درخواست كند.

تجميع حدود  املاكي كه داراي سند مالكيت هستند- درمواردي كه دويا چند ملك به صورت واحد درآمده ياقطعاتي كه وصل به هم باشند مالك يا مالكان باتسليم اسناد مالكيت خويش مي‎توانند از اداره ثبت محل وقوع ملك تجميع املاك خود را در خواست كنند. اين موضوع به خصوص در يكپارچه سازي قطعات كوچك زمين در بافت فرسوده شهري كاربرد دارد.

افراز- چنانچه دو ياچند نفر نسبت به ملكي به طور مشاع مالكيت دارند هريك ازآن ها مي‎توانند نسبت به جداسازي  سهم خود از ساير مالكان ديگر اقدام كند.

تفكيك املاك – در صورتي كه ملكي به قطعاتي كوچكتر تقسيم شود(خصوصاً در اراضي بزرگ كشاورزي) به اين عمل تفكيك گفته مي‎شود.

دراين حالت، ملك ممكن است يك و يا چند نفر مالك داشته باشد كه در صورت تعدد مالكان همه آن ها  مي‎بايست با تفكيك موافقت كنند. بديهي است متراژ هر مالك درهر يك از قطعات تفكيكي با سهام وي در ملك اوليه برابر است .


ادامه مطلب
نوشته شده توسط hoghoghi | ۲۵ شهريور ۱۳۹۸ ساعت ۰۲:۵۲:۰۲ | آرشيو نظرات (0) :موضوع |

نفقه فرزندان و اصولي كه براي پرداخت آن بايد بدانيم

طبق قانون نفقه‌ فرزند بر عهده‌ پدر اوست. در صورت فوت پدر يا عدم توانايي مالي او نسبت به پرداخت نفقه، برعهده‌ پدربزرگ پدري خواهد بود. در صورت نبود يا عدم قدرت اجداد پدري، پرداخت نفقه بر عهده‌ مادر است.

نفقه

زن و شوهري كه صاحب فرزند مي‌شوند در مقابل او وظايف و تكاليفي را عهده‌دار مي‌شوند. يكي از اين تكاليف تامين مادي فرزندشان است كه در قانون تحت عنوان نفقه‌ فرزند بحث شده است. در تعيين ميزان نفقه­ فرزندان معيار، عرف مخارج زندگي و توانايي مالي مسئول پرداخت نفقه لحاظ مي‌شود. به گزارش مجله پيام دلتا دادگاه‌ هاي خانواده معمولا با در نظر گرفتن توانايي مالي انفاق‌ دهنده و مخارج متعارف فرزند مانند هزينه‌‎ هاي مربوط به تامين مسكن و پوشاك و غذا را متناسب با محيطي كه در حال پرورش است (مانند شهر، روستا و…) مورد سنجش قرار مي‌دهند به همين سبب نفقه‌ افراد به يك اندازه ثابت نيست. ديگر هزينه‌هاي عرفي مانند تحصيل و درمان و … را مي‌توان بر اساس مسئوليت نگهداري و تربيت كه برعهده‌ي والدين است، متوجه خود والدين دانست.

نفقه فرزند

نفقه‌ فرزندان بر عهده‌ كيست؟

طبق قانون نفقه‌ فرزند بر عهده‌ پدر او است. در صورت فوت پدر يا ناتواني مالي او نسبت به پرداخت نفقه، برعهده‌ پدربزرگ پدري خواهد بود. در صورت نبود يا ناتواني اجداد پدري، پرداخت نفقه بر عهده‌ مادر است. اگر مادر نيز در قيد حيات نباشد يا توان مالي نداشته باشد بر عهده پدربزرگ‌ ها و مادر بزرگ‌ هاي مادري و مادر بزرگ ‎هاي پدري است.

آيا جهيزيه دختر به عنوان نفقه است يا خير؟

بر اساس قانون، در هر ازدواج فراهم كردن شرايط براي شروع زندگي مانند خانه و لوازم لازم، برعهده­ مرد است. البته در عرف براي تقسيم فشارهاي مالي تهيه­ وسايل خانه تحت عنوان جهيزيه بر عهده خانواده­ دختر است كه شرعا و قانونا تهيه­ اين وسايل براي شروع زندگي بر عهده مرد است و مرد مسئول كلي خانواده محسوب مي ‎شود و هرچند كه كمك خانواده­ دختر كاري شايسته است، بنابراين به نظر مي­‎ رسد جهيزيه­ دختر به عنوان نفقه براي خانواده­ او محسوب نمي­‌شود.

نحوه مطالبه نفقه و ضمانت اجراي عدم پرداخت

بايد بدانيم نحوه مطالبه نفقه فرزند به اين صورت است كه اگر فرزند دختر كمتر از ۹ سال و پسر كمتر از ۱۵ سال باشد با استناد به قانون حمايت خانواده كسي كه طفل را نگهداري مي‌كند مثل مادر مي‌تواند براي نفقه او عليه پدر يا پدربزرگ‎ پدري به دادگاه رجوع كند.

از فاصله سنيني كه ذكر شد تا ۱۸ سال تمام نيز در صورتي كه حكم رشد از دادگاه گرفته شده باشد فرزند مي‌تواند بر عليه پدر يا هر شخص ديگري كه پرداخت نفقه برعهده او است اقامه دعوي كند، اما اگر حكم رشد فرزند را از دادگاه نگرفته باشد نمي‌تواند به تنهايي و مستقيم در دادگاه مطالبه نفقه بكند.

اگر پدر و مادر از دادگاه درخواست طلاق كنند طبق ماده ۲۹ قانون حمايت خانواده، دادگاه مكلف است ضمن راي طلاق، تكليف حضانت و هزينه ‎هاي حضانت فرزندان را كه منظور نفقه فرزند مشترك است تعيين كند. اگر طلاق توافقي باشد والدين در مورد تمام موارد از جمله حضانت و مخارج فرزند يعني همان نفقه توافق مي‌كنند. اگر در زمان طلاق، توافقي صورت نگيرد يا والدين دچار اختلاف شوند، معمولا موضوع به كارشناس ارجاع داده مي شود تا براي ميزان آن تعيين تكليف شود.

در مورد احكامي كه دادگاه در خصوص نفقه فرزند صادر مي‌كند با تغيير اوضاع و احوال از جمله تغييرات اقتصادي، مي‌توان از دادگاه تقاضاي تغيير و گاهي كم كردن ميزان نفقه را درخواست كرد. به اين معنا كه دادگاه مجددا بررسي كند و در صورت تغييرات، اقدام به صدور حكم جديد كند.

نفقه فرزندان

مجازات نپرداختن نفقه

نپرداختن نفقه فرزند در صورت تمكن مالي جرم محسوب مي‌شود. طبق قانون حمايت خانواده مجازات نپرداختن نفقه  ۶ ماه تا ۲ سال حبس است. شروع به رسيدگي در دادگاه مستلزم طرح شكايت از طرف شاكي است. طفل چون به طور مستقل امكان طرح شكايت ندارد، مادر يا اشخاص ديگر اعلام كننده جرم به دادگاه هستند. حتي نپرداختن نفقه فرزندان و يا كودكان تحت سرپرستي هم مشمول اين مجازات است.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط hoghoghi | ۲۵ شهريور ۱۳۹۸ ساعت ۰۲:۵۰:۴۸ | آرشيو نظرات (0) :موضوع |

شركت در نزاع دسته جمعي و عواقب آن

منازعه به اين معنا است كه همه شركت‌كنندگان مرتكب زد و خورد شوند؛ حال اگر گروهي صرفاً مضروب واقع شده و عكس‌العملي از خود نشان ندهند، مشمول شركت در نزاع دسته‌جمعي نخواهند بود. مجازات هر يك از شركت‌كنندگان در نزاع، با توجه به نتايج درگيري متفاوت خواهد بود.

جرم

منازعه يكي از جرائم عليه اشخاص محسوب مي‌شود كه غير قابل گذشت است. تحقق اين جرم، منوط به شركت دست‎كم سه نفر و ايجاد يكي از نتايج مصرح در ماده ۶۱۵ بخش تعزيرات قانون مجازات اسلامي است. گاهي اوقات وقوع جنايت در شرايط خاص، علاوه بر مجازات معين، موجب كيفر تعزيري نيز مي‌شود.در ادامه با مجله پيام دلتا همراه باشيد تا به اين موضوع بيشتر پرداخته شود.

منازعه با يكديگر، شرايط و موقعيت خاصي است كه وقوع جنايت در آن وضعيت، موجب تعزير خواهد بود.منازعه به اين معنا است كه همه شركت‌كنندگان مرتكب زد و خورد شوند؛ حال اگر گروهي صرفاً مضروب واقع شده و واكنشي از خود نشان ندهند، مشمول شركت در نزاع دسته‌جمعي نخواهند بود.مجازات هر يك از شركت‌كنندگان در نزاع، حسب نتايج حاصله متفاوت خواهد بود و در هر حال فارغ از اينكه عامل جنايت مشخص باشد يا خير، همه شركت‌كنندگان در نزاع قابل مجازات هستند و در صورت معلوم بودن عامل جنايت خاص، مجازات قصاص يا ديه نيز در خصوص وي اجرا خواهد شد. جبران ضرر و زيان ناشي از منازعه، بر عهده همه منازعه‌كنندگان اعم از ضارب و مصدوم است.

جرم

تعريف منازعه در قانون

بر اساس ماده ۶۱۵ قانون مجازات اسلامي، «هرگاه عده‌اي با يكديگر منازعه كنند، هر يك از شركت‌كنندگان در نزاع، حسب مورد به مجازات مقرر در قانون محكوم مي‌شوند»

منازعه شركت كنندگان در نزاع دسته‌جمعي به اين معنااست كه رفتار و عمل هر يك از شركا در وقوع جرم ‌تأثير داشته و جزيي از جرم انجام‌ شده باشد.

چند نكته در خصوص منازعه

  1. منازعه، درگيري جسمي است و نزاع لفظي را شامل نمي‌شود همچنين براي تحقق اين جرم حضور بيش از ۳ نفر ضروري است.
  2. يكي ديگر از شروط تحقق نزاع دسته‌جمعي، نامعلوم بودن نحوه و كيفيت رفتار مجرمانه افراد حاضر در درگيري است؛ زيرا در صورتي كه بتوان مرتكب اصلي را شناخت با او مطابق قانون مربوط به ضرب و جرح عمدي رفتار خواهد شد.
  3. در منازعه بين شركت‎كنندگان شناسايي رابطه عليت بين صدمه و منازعه، ضرورت دارد؛ به‌طوري كه اگر منازعه نبود، صدمه‌اي هم وارد نمي‌شد. بنابراين شامل صدماتي كه در حين فرار و به‌ دليل تصادف كردن يا افتادن بر زمين براي شخص اتفاق مي‎افتد، نمي‌شود.
  4. جرم منازعه، به محض دخالت در واقعه درگيري و منازعه محقق مي‌شود؛ هر چند مرتكب به شخص صدمه وارد نكرده باشد. بنابراين صرف شركت كنندگان در نزاع و تحقق نتايجي مثل قتل، نقص عضو يا ضرب و جرح، موجب محكوميت هر يك از مرتكبان طبق قانون مجازات مي‎شوند و ضرورتي ندارد كه شركت كنندگان در نزاع، خود نيز ضرب و جرحي وارد كرده باشند.
  5. شخصيت و ارتباط كسي كه جرمي به ضرر او واقع شده است (مجني‌عليه) در نزاع دسته‌جمعي مهم نيست يعني تفاوتي ندارد كه مجني‌عليه از جمله طرف‌هاي درگير بوده يا ميانجي يا شخص ثالثي باشد. بنابراين لازم نيست مجني‌عليه حتماً خود از شركت‌كنندگان در منازعه باشد.

جرم

مجازات منازعه

طبق قانون هر يك از شركت‌كنندگان در نزاع حسب مورد به مجازات زير محكوم مي‌شوند:

  1. در صورتي كه نزاع منتهي به قتل شود به حبس از يك تا سه سال.
  2. در صورتي كه منتهي به نقص عضو شود، به حبس از يك تا سه سال.
  3. در صورتي كه منتهي به ضرب و جرح شود، به حبس از سه ماه تا يك سال.
  • نكته ۱: در صورتي كه اقدام شخص، دفاع مشروع تشخيص داده شود، مشمول اين موارد نخواهد بود.
  • نكته ۲: مجازات‌هاي مذكور مانع اجراي مقررات قصاص يا ديه حسب مورد نخواهد شد.

به عبارت ديگر اگر يكي از منازعان مرتكب قتل فرد ديگري شده باشد، حسب مورد مجازات قتل عمدي يا قتل غيرعمدي را نيز بايد تحمل كند.

ضرب و جرح در مقام دفاع مشروع جرم نيست

يك حقوقدان در پاسخ به اين سوال كه آيا زد و خورد در دعوا، شامل ضرب و جرح عمدي است يا دفاع مشروع، مي‌گويد: طبيعتا اگر ضرب و جرح صورت‌گرفته در مقام دفاع مشروع انجام شده باشد جرم نخواهد بود اما در صورتي كه از شمول دفاع مشروع خارج باشد حسب مورد مشمول قانون خواهد شد و براي آن مجازات تعيين مي‎شود. اين حقوقدان همچنين در خصوص جرم بودن يا نبودن شركت در منازعه خاطرنشان كرد: نفس شركت در منازعه جرم است.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط hoghoghi | ۲۴ شهريور ۱۳۹۸ ساعت ۰۲:۴۸:۳۸ | آرشيو نظرات (0) :موضوع |

وكالت اتفاقي چيست؟

مسلماً براي همه‌ي افراد توانايي مالي براي گرفتن وكيل دادگستري وجود ندارد و اشخاصي كه توانايي مالي ندارند، طبق قانون مي‌توانند از وكيل معاضدتي استفاده كنند. وكيل معاضدتي وكيلي است كه در شرايط ناتواني مالي موكل، توسط كانون وكلا براي افراد تعيين مي‌شود.

وكالت اتفاقي

وكالت اتفاقي چيست و در چه شرايطي مي توان از وكيل اتفاقي استفاده كرد؟

وكالت مرسوم در دادگاه‌ها وكالت دادگستري نام دارد. اما گونه ديگري از وكالت نيز وجود دارد كه به آن وكالت اتفاقي گفته مي‌شود. اين نوع از وكالت به منظور جلوگيري از پايمال شدن حقوق افراد به وجود آمده است.

 به گزارش مجله پيام دلتا، به طور كلي طرح شكايت در دادگاه‌ها يا دفاع در برابر دعاوي مطرح‌ شده، نيازمند آشنايي با قوانين و مقرراتي است كه نكات و جزئيات بسياري دارد و هرگونه ناآگاهي يا كوتاهي ممكن است آثار جبران‌ناپذيري دربر داشته باشد. بنابراين  افرادي كه تمايل دارند شخص ديگري پرونده‌ي آنها را پيگيري كند يا مي‌خواهند به‌ طريق بهتري حق موردنظر خود را مطالبه كنند، به وكلاي دادگستري مراجعه مي‌كنند. اما در شرايط ديگري شما مي‌توانيد شخص ديگري را كه وكيل دادگستري نباشد، به‌عنوان وكيل خود انتخاب كنيد كه به اين شخص وكيل اتفاقي مي‌گويند.

وكالت اتفاقي چيست؟

وكلاي دادگستري مي‌توانند به‌ نمايندگي از شخصي كه به آنها وكالت داده است، در دادگاه حضور پيدا كرده و كليه‌ي امور مربوط به پرونده‌ي موكل خود را در مراجع قضايي و غيرقضايي پيگيري كنند، اما اين نوع از نمايندگي فقط مختص وكلاي دادگستري است كه داراي پروانه وكالت هستند، زيرا قوانين ، نكات و ظرافت‌هاي خاصي دارد كه فقط افراد متخصص در اين زمينه مي‌توانند وكالت فردي را برعهده بگيرند. پس شخصي كه صرفا از ديگري در برخي از امور مثل خريد و فروش ملك و… وكالت رسمي دارد، نمي‌تواند درباره‌ي موضوع، به نمايندگي از او در دادگاه حاضر شود. با‌ اين‌حال قانون موردي را پيش‌بيني كرده است كه افراد داراي اطلاعات حقوقي اما بدون پروانه وكالت بتوانند با اجازه‌ي كانون وكلا براي بستگان خود وكالت و از حقوق آنها دفاع كنند. اين نوع از وكالت، وكالت اتفاقي نام دارد.

شرايط وكيل اتفاقي

مسلماً براي همه‌ي افراد توانايي مالي براي گرفتن وكيل دادگستري وجود ندارد و اشخاصي كه توانايي مالي ندارند، طبق قانون مي‌توانند از وكيل معاضدتي استفاده كنند. وكيل معاضدتي وكيلي است كه در شرايط ناتواني مالي موكل، توسط كانون وكلا براي افراد تعيين مي‌شود. با وجود اين، ممكن است افراد تمايل داشته باشند تا از ميان اقوام خود كساني كه مورداعتماد آنها هستند و اطلاعات حقوقي لازم را نيز دارند، به‌عنوان وكيل در دادگاه حاضر شوند.

وكالت اتفاقي

به اين ترتيب اولاً شخص متقاضي وكالت اتفاقي بايد داراي اطلاعات حقوقي كافي باشد،شرط دوم اين است كه وكيل دادگستري نباشد و پروانه‌ي وكالت نداشته باشد،ضمن اينكه متقاضي وكالت اتفاقي مي‌تواند فقط براي بستگان خود وكالت اتفاقي انجام دهد،و شرط آخر اين است كه خواهان وكالت اتفاقي فقط سه بار در سال مي‌تواند اين كار را انجام دهد. اما در كنار اين شرايط تشريفات اداري نيز براي حضور در دادگاه به‌عنوان وكيل اتفاقي موردنياز است.

چگونه مي توان متقاضي وكالت اتفاقي شويم؟

افرادي كه خواهان انجام چنين وكالتي هستند، بايد پس از مراجعه به كانون وكلاي دادگستري، درخواست خود را به همراه مدارك قانوني ديگر به كانون ارائه دهند.

شخص متقاضي بايد درخواست دريافت جواز وكالت اتفاقي را بدهد و ضمن معرفي كامل خود و اعلام ميزان تحصيلات و تجربيات و دلايل احتمالي مؤثر در قضيه، مشخصات كامل و نشاني موكل يا موكلين موردنظر و درجه‌ي قرابت آنان و نيز مشخصات موضوعي را كه متقاضي قرار است آن را طرح كند و يا عهده‌دار دفاع از آن شود اعلام  و مدارك مورد استناد را پيوست  و پس از امضا درخواست خود، آن را در دفتر كانون وكلا ثبت كند.

نكته‌ي مهم در مورد وكالت اتفاقي اين است كه شخص متقاضي وكالتِ اتفاقي بايد براي هر مورد وكالت خود، درخواست جداگانه‌اي همراه با ضمايم كامل تهيه و تسليم كانون وكلا كند. اين قاعده در مورد پرونده‌هايي كه از دو يا چند دعواي مرتبط به هم تشكيل شده باشد نيز صدق مي‌كند؛ مگر اينكه به تشخيص كانون وكلاي دادگستري تكرار اصل تقاضا يا مدارك و مستندات و اطلاعات ضروري ‌نباشد.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط hoghoghi | ۲۴ شهريور ۱۳۹۸ ساعت ۰۲:۴۷:۲۸ | آرشيو نظرات (0) :موضوع |

انحصار وراثت ؛ بايد ها و نبايد ها

اعتراض وراث و افراد ذينفع ممكن است ، نسبت به تعداد وراث باقي مانده باشد كه نام آنان در ليست وراث ذكر نشده است ، يا اعتراض به نسب آنها نسبت به متوفي باشد يا در اعتراض به زوجيت همسري كه در دادخواست به عنوان همسر متوفي نام برده شده است.

انحصار وراثت

انحصار وراثت از جمله اموري است كه به موجب مرگ، انجامش ضروري است اما برخي خانواده‌ها به هر دليلي براي انجام آن، با مشكل مواجه مي‌شوند كه قانون براي حل و فصل آن، راه‌حل‌هايي دارد.

به گزارش «تابناك» مرگ رخدادي اجتناب‌ناپذير است كه دير يا زود براي هر فردي اتفاق مي‌افتد. شايد يكي از چالش‌برانگيزترين امور پس از فوت يك فرد تقسيم ارثيه به طور صحيح بين وراث باشد؛ آن هم در شرايطي كه بازماندگان، سوگوار از دست دادن عزيزشان هستند و مسلما در وضعيت روحي و رواني نامناسبي قرار دارند.

به گزارش مجله پيام دلتا اموال و دارايي فرد پس از فوت و كسر ديون و مخارج، به بازماندگان انتقال مي‌يابد كه اين امر آثاري از جمله لزوم تعيين تكليف مايملك و ميزان سهم و حقوق وراث را در پي دارد.

اما براي اينكه وراث بتوانند سهم‌الارث خود را مطالبه و در آن تصرف كنند، ابتدا لازم است اسامي وراث و سهم‌الارث هر يك از آنها در دادگاه بررسي و اثبات شود. به عبارت ديگر براي تعيين تكليف ميراث هركس پس از فوت، ابتدا بايد ورثه را تعيين كرد. رسيدگي به اين امر از سوي مرجع قانوني و با رعايت تشريفات مقرر در قانون را «انحصار وراثت» و راي صادرشده را «تصديق يا گواهي انحصار وراثت» مي‌نامند. كاركرد گواهي انحصار وراثت نيز آن است كه بدون انحصار وراثت، وضعيت ورثه و چگونگي تقسيم تركه به طور رسمي روشن نمي‌شود.

انحصار وراثت

اعتراض به گواهي انحصار وراثت

دو گروه مي‌توانند به گواهي انحصار وراثت صادر شده اعتراض كنند و دادگاه هم بايد با تشكيل جلسه‌اي ديگر، تكليف را مشخص كند. يكي از كساني كه مي‌تواند اعتراض كند دادستان قضايي است؛ يعني دادستان قضايي اگر تشخيص دهد كه فرد فوت شده وارثي ندارد و درخواست ارائه شده بي‌اساس است، مي‌تواند به صدور اين گواهي اعتراض كند. گروه دوم هم افرادي هستند كه فكر مي‌كنند نامشان بايد در ميان وراث باشد و نيست يا گواهي انحصار وراثت به زيان آنها صادر شده است. به هر حال هر يك از اين دو گروه بايد اعتراض خود را اعلام  و حق دارند كه از رأي دادگاه، تقاضاي تجديدنظر كنند.

قانون كساني را مجاز به اعتراض به گواهي انحصار وراثت مي داند، كه يا از وراث يا ذينفع از اموال متوفي بوده باشند ، در اين صورت حق اعتراض خواهند داشت.

اعتراض وراث و افراد ذينفع ممكن است، نسبت به تعداد وراث باقي مانده كه نام آنان در ليست وراث ذكر نشده است، يا اعتراض به نسب آن ها نسبت به متوفي باشد يا در اعتراض به زوجيت همسري كه در دادخواست به عنوان همسر متوفي نام برده شده است و اصل ازدواج با متوفي مورد قبول قرار نگيرد و موضوع طلاق آنها يا داشتن اختلاف بين آنها مطرح شود و در مورد اين امر اعتراض صورت گيرد.

در صورت اعتراض وراث و افراد ذينفع شوراي حل اختلاف وقت رسيدگي براي طرف ها تعيين  و به اعتراض تعداد ورثه رسيدگي مي‎كند اما اعتراض به رابطه نسبيت افراد با متوفي به دادگاه عمومي سپرده مي‎شود. همچنين اعتراض نسبت به زوجيت همسر در صلاحيت دادگاه خانواده گذاشته شده است.

پيگيري اعتراض به گواهي انحصار وراثت در دادگاه 

در همه ي موارد ذكر شده كه موضوع، اعتراض خواهد بود با صدور دستور از شوراي حل اختلاف پرونده به صورت موقت از جريان خارج مي‎شود و در صورتي كه معترض بر امر اعتراض پافشاري كند و مسئله توسط شورا حل نشود اعتراض، بنا به موضوع به دادگاه هاي مربوطه ارجاع مي‎شود.

پس از آنكه اعتراض توسط دادگاه صالح رسيدگي و بررسي شد ، راي صادره به شورا ابلاغ مي‎گردد و در صورت محقق بودن اعتراض، شورا با توجه به راي، گواهي انحصار ورثه را صادر و سهم هر يك از وراث از ارثيه را مشخص مي‎كند .در صورتي كه در روند بررسي انحصار ورثه اعتراضي پيش آيد، اعتراض مطابق اصول و قوانين بررسي و از معترض خواسته مي‎شود كه به عنوان مدعي، دلائل و مدارك خود را به روشني اعلام كند و در غير اين صورت و عدم اثبات اعتراض ، موضوع قابل رسيدگي نخواهد بود.

انحصار وراثت

چند نكته درباره گواهي انحصار وراثت

  • درصورتي كه ارزش ماترك متوفي كمتر از يك ميليون تومان باشد، شوراي حل اختلاف بدون انتشار آگهي و دعوت از ورثه، در جلسه فوق‌العاده با توجه به اسناد و مدارك ارائه شده، گواهي انحصار وراثت را صادر مي‌كند.
  • اگر در زماني كه فردي فوت مي‌كند، همسر او باردار باشد نمي‌توان گواهي انحصار وراثت گرفت؛ يعني اگر كودكي درصورتي كه زنده متولد شود از متوفي ارث مي‎برد، بايد صبر كرد تا اين بچه به دنيا بيايد.
  • اگر متوفي و وارثان ساكن يك روستا هستند، نيازي نيست آگهي انحصار وراثت در روزنامه كثيرالانتشار منتشر شود بلكه اين آگهي بايد يك‌بار و در يك روز در معابر و اماكن عمومي آن روستا نصب شود.

ادامه مطلب
نوشته شده توسط hoghoghi | ۲۴ شهريور ۱۳۹۸ ساعت ۰۲:۴۵:۱۸ | آرشيو نظرات (0) :موضوع |

اكراه در عقد نكاح و تصميم قانونگذار

در صورتي كه شخص تهديد شده « نكاح اكراهي» را رد كند، عقد نكاح از ابتدا باطل است و روابط زن و مرد خارج از يك ازدواج صحيح، خواهد بود.

عقد نكاح

اكراه در عقد نكاح

امروزه به دليل ارتقاء سطح دانش و فرهنگ افراد جامعه ،كمتر و شايد نامحسوس‌تر با اين موضوع روبرو مي‌شويم كه زن يا مردي در اثر تهديد و اكراه به عقد ازدواج يكديگر درآيند. اما به فرض وقوع چنين ازدواجي شايد به دليل ناآگاهي افراد از حقوق خود ابتدا چنين به نظرشان برسد كه نكاح واقع شده صحيح است و از نظر حقوقي ايرادي ندارد.

براي تشكيل يك رابطه حقوقي موثر، وجود اراده دوطرف شرط اساسي است ولي اثر بخشي و نفوذ اراده طرف ها بسته به اين است، كه اراده‌ها از رضايت و ميل باطني آن‌ها نشات گرفته باشد. اين قاعده در هر عقدي از جمله عقد نكاح جاري است.در مجله پيام دلتا  اين موضوع را مورد  بررسي قرار مي‎دهيم  كه اكراه و فقدان رضايت دوطرف عقد نكاح چه ضمانت اجرايي دارد و آيا مي‌تواند از موجبات بر هم خوردن عقد نكاح باشد يا خير ؟ با ما همرا باشيد.

عقد نكاح

افرادي كه از روي اكراه، به عقد نكاح فرد ديگري درمي‌آيند

اكراه، وادار كردن ديگري به انجام دادن يا ترك كاري است كه از آن كراهت دارد. تفاوت اصلي اجبار و اكراه در اين است كه در اكراه اراده شخص سلب نشده است و او آزادي و اختيار را دارد ولي نتيجهٔ پيروي نكردن از خواست اكراه‌ كننده به‌قدري وخيم است كه شخص تسليم او مي‌شود.

در چنين شرايطي قانونگذار اين امكان را فراهم كرده كه شخصي كه مورد تهديد قرار گرفته بتواند براي سرنوشت عملي كه از روي تهديد انجام داده تصميم بگيرد، يعني آن را قبول كرده يا رد كند. بديهي است كه در نظر قاضي، ازدواج اجباري باطل است. اكراه ممكن است با توجه به اوضاع و احوال يا شهادت اطرافيان مبني بر وجود اكراه و اجبار و ساير دلايل ثابت شود ولي گاهي به دليل نبود دلايل كافي، اثبات اين امر بسيار دشوار است.

در هر حال نكاح غيرنافذ، در واقع محقق نشدن رابطه زناشويي است.اما بايد در نظر داشت كه از نظر قانوني اين وضعيت مطلق نيست و شخص تهديد شده مي‌تواند عقد ازدواج را قبول يا رد كند.

در صورتي كه شخص تهديد شده « نكاح اكراهي» را رد كند، عقد نكاح از ابتدا باطل است و روابط زن و مرد خارج از يك ازدواج صحيح، خواهد بود.

رضايت زوج ها شرط نفوذ و صحيح بودن عقد است

در صورتي كه در عقد ازدواج با عدم خواست و رضايت يكي از دوطرف روبرو باشيم، بنابر ماده ۱۰۷۰ قانون مدني، «عقد ازدواج» غيرنافذ است و بايد منتظر بمانيم كه آيا شخص اكراه شده بعد از اينكه كراهت، از بين رفت  براي اجراي عقد با اراده خود رضايت مي‌دهد. يعني به اصطلاح آن را تنفيذ مي‌كند يا اينكه راضي نشده و حاضر به برقراري رابطه نكاح نيست و آن را رد مي‌كند.

ثمره‌اي كه از اين بحث حاصل مي‌شود، اين است كه روابط حقوقي افراد دست خوش تهديدات و فشارهاي خارجي وارده بر آنها نشود  و قانونگذار در صدد حمايت از اشخاصي باشد كه بر اثر اكراه و تحميل، تن به انعقاد عقدي داده‌اند، كه هيچ ميل باطني براي انجام آن نداشته‌اند.

عقد نكاح

انواع اكراه در ازدواج

  1. اكراهي كه به درجه اجبار برسد طوريكه باعث از بين رفتن اراده و اختيار در فرد شود. در اين صورت به علت نبود قصد، عقد باطل است و رضايت بعدي نيز موجب درستي  عقد باطل شده نمي‌شود. مثال بارز اين گونه اكراه، جايي است كه دختر به حدي مي‌ترسد كه معني كلماتي را كه بر زبان جاري مي‌كند، متوجه نمي‌شود.
  2. طبق قانون، هرگاه شخصي كه تهديد شده است بداند كه تهديد كننده نمي‌تواند تهديد خود را اجرا كند. يا خود شخص بتواند بدون سختي اكراه و اجبار را از خود دفع كند و عقد را جاري نكند آن شخص مجبور(مكره) محسوب نمي‌شود.
  3.  اگر دختر براي رهايي از سختگيري خانواده، تن به ازدواج دهد ناچار و مكره محسوب نخواهد شد.

ادامه مطلب
نوشته شده توسط hoghoghi | ۲۳ شهريور ۱۳۹۸ ساعت ۰۲:۳۹:۰۹ | آرشيو نظرات (0) :موضوع |

مصادره اموال و تفاوت آن با ضبط و توقيف

مصادره؛ به عنوان مجازات انجام و ملكيت اموال براي هميشه از دست مجرم خارج مي‌شود و مرجع رسيدگي به مصادره دادگاه‌هاي انقلاب و يا دادگاه كيفري است و در صورت تجديد نظر در ديوان عالي كشور بررسي خواهد شد.

مصادره

مصادره اموال و تفاوت آن با ضبط و توقيف در چيست؟

مصادره به معناي جريمه كردن و به زور مال كسي را گرفتن است. در قانون مجازات اسلامي براي اين عمل مجازات در نظر گرفته شده است.

به گزارش مجله پيام دلتا، در ماده ۲۱۴ قانون مجازات اسلامي اشاره شده است كه در صورت موجود بودن مال، مجرم موظف است آن را به صاحبش برگرداند و در صورت عدم وجود مال، مبلغي معادل آن مال را پرداخت كند. همچنين موظف هست جريمه و خسارت ناشي از مصادره آن مال را نيز بپردازد.

در بعضي از موارد مصادره اموال توسط مجرم باعث به دست آمدن اموالي ديگر براي او مي‌شود در اين موارد دادگاه با در نظر گرفتن جرم اصلي مصادره مال به اموال بدست آمده ديگر هم رسيدگي مي‌كند. در اين موارد مجازات تعزيري انجام مي‌شود كه مجازات تعزيري به معناي در نظر گرفتن قانون ، نظر قاضي و دادگاه است كه طبق قانون، اين مجازات براي اشخاص حقيقي و حقوقي قابل ‌اجرااست

مصادره عام و خاص

مصادره‌ اموال ممكن است كه تمام يا قسمتي از اموال موجود در زمان ارتكاب جرم را دربرگيرد و به دو صورت عام و خاص انجام مي‌شود.

در نوع خاص اموالي مصادره مي‌شود كه خاص هستند، مانند مالي كه بر اثر قاچاق مواد مخدر به دست آمده است. اما در نوع عام تمام اموال مجرم مصادره مي‌شود.

مصادره

مصادره و توقيف و ضبط  چه تفاوتي دارند؟

1 -توقيف ؛به عملي گفته مي‌شود كه اموال فردي به صورت موقت بازداشت شود. به عنوان مثال اگر شخصي بدهكار باشد و براي تسويه كردن بدهي خود هيچ اقدامي نكرده باشد با پيگيري و شكايت طلبكاران دادگاه حكم توقيف اموال شخص بدهكار را مي دهد تا شخص بدهكار براي تسويه بدهي خود اقدام كند. با توقيف اموال، مالكيت اموال از بين نخواهد رفت.

2 -ضبط؛ در پرونده‌هاي كيفري پيش مي آيد كه داراي دو نوع موقت و دائم است و در مواقعي صورت مي‌گيرد كه به عنوان مثال فرد َژمتهم در جلسه دادگاه حاضر نشود و دادگاه حكم به ضبط وثيقه مقرر شده مي‌كند.

3- مصادره؛ به عنوان مجازات انجام و ملكيت اموال براي هميشه از دست مجرم خارج مي‌شود و مرجع رسيدگي به مصادره دادگاه‌هاي انقلاب و يا دادگاه كيفري است و در صورت تجديد نظر در ديوان عالي كشور بررسي خواهد شد.

در حالت كلي مي‌توان گفت هر مالي كه از راه غيرقانوني و يا غير شرعي بدست آيد مصادره خواهد شد.

شرايط مصادره اموال

طبق قانون اموال به دست آمده از مجرم طبق حكم دادگاه تعيين تكليف مي‌شوند تا به‌نفع دولت ضبط شوند يا درصورتي كه آن اشيا در دادرسي لازم نباشند يا جزو اموال بلامعارض (اموالي كه شخص ديگري نسبت به آن حقي براي خود قائل نباشد) باشند، به مالك آن برگردانده شوند يا از بين بروند. (به‌عنوان مثال مواد مخدر، مشروبات الكلي و… معدوم مي‌شوند.)

براساس قانون «مالي كه نگهداري آن مستلزم هزينه‌ي نامتناسب براي دولت  يا موجب خرابي يا كاهش زياد قيمت آن مي‌شود و همچنين اموال ضايع‌شدني كه به سرعت فاسد مي‌شوند، حسب‌مورد به دستور دادستان يا دادگاه به قيمت روز فروخته مي‌شود و وجه حاصل تا تعيين تكليف نهايي در صندوق دادگستري به ‌عنوان امانت نگهداري مي‌شود..»

بنابراين پس از حكم دادگاه مبني ‌بر مصادره، اموال محكوم، به مالكيت نهاد مربوطه و ذي‌نفع در هر مورد درمي‌آيد و اسناد و مدارك سابق باطل شده و سند مالكيت جديدي به نام آن نهاد صادر مي‌شود. مصادره به‌ موجب حكم دادگاه يا فقط نسبت به بخشي از اموال حاصل از جرم  يا درمورد تمام اموال فرد صورت مي گيرد.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط hoghoghi | ۲۳ شهريور ۱۳۹۸ ساعت ۰۲:۳۴:۰۳ | آرشيو نظرات (0) :موضوع |

دريافت مهريه بيش از ۱۱۰ سكه چگونه است؟‌

بر اساس قانون فقط براي ۱۱۰ سكه مي‌توان اقدام كيفري انجام داد. اگر مهريه بيش از ۱۱۰ سكه باشد مازاد آن را بايد به عنوان يك حق مطالبه كرد.

سكه

‍دريافت مهريه بيش از ۱۱۰ سكه چگونه است؟‌

وكيل پايه يك دادگستري درباره چگونگي دريافت مهريه بيش از ۱۱۰ سكه توضيحاتي داد.

مهريه زن به عنوان حق طبيعي و ضروري است كه هنگام ثبت عقد دائم و موقت در سند ازدواج آورده مي‌شود.

مهريه حق قانوني زن است كه به صورت عند المطالبه مي‌تواند آن را از همسر خود بگيرد، البته اگر زن به صورت قانوني و رسمي مهر خود را ببخشد اين حق از او گرفته مي‌شود، در غير اين صورت زن مي‎تواند مهريه خود را در هر زماني كه بخواهد دريافت كند.

اما بر اساس قانون ، امكان انجام حق كيفري فقط در مهريه‌هايي است كه تا سقف ۱۱۰ سكه باشند.

به گزارش مجله پيام دلتا، محمد امين حسين‌آبادي وكيل پايه يك دادگستري ، درباره طلب مهريه بيش از ۱۱۰ سكه گفت: مهريه طلب قانوني زن است كه مي‌تواند به هر ميزان كه باشد آن را از مردطلب كند.

او افزود: فرقي ندارد كه ميزان مهريه زن چقدر باشد، به هر ميزان كه مهريه مشخص شده است زن  مي‌تواند آن را از مرد طلب كند.

فقط براي ۱۱۰ سكه مي‌توان اقدام كيفري انجام داد

اين وكيل پايه يك دادگستري تصريح كرد:، بر اساس قانون فقط براي ۱۱۰ سكه مي‌توان اقدام كيفري انجام داد. اگر مهريه بيش از ۱۱۰ سكه باشد مازاد آن را بايد به عنوان يك حق مطالبه كرد.

وي درباره چگونگي اقدام كيفري براي ۱۱۰ سكه گفت: براي اين ميزان از مهريه مي‌توان حكم حبس يا بازداشت گرفت و مرد را به زندان انداخت.

وي افزود: براي دريافت مازاد مهريه بايد دادخواست مطالبه طلب را به دادگاه ارائه كرد و اگر مرد از پرداخت مازاد مهريه ناتوان باشد و حكم اعسار او ثابت شود، در اين صورت مي‌توان براي دريافت مازاد مهريه قسط بندي كرد.



ادامه مطلب
نوشته شده توسط hoghoghi | ۲۳ شهريور ۱۳۹۸ ساعت ۰۲:۳۱:۴۹ | آرشيو نظرات (0) :موضوع |

جرم مشهود و غير مشهود چيست؟

كي ديگر از موارد جرم مشهود مربوط به زماني است كه متهم براي اعتراف راهي اداره پليس مي‌شود. به اين ترتيب متهم پس از انجام عمل خلاف قانون، خود را به ماموران معرفي مي‌كند و درباره جزئيات اقدام خود، اطلاعاتي مي‌دهد.

جرم مشهود

گستردگي و تنوع مباحث حقوقي ضرورت آموزش هرچه بيشتر آن را روشن مي‎سازد.با مجله پيام دلتا همراه شويد تا با موارد مربوط به جرم مشهود و غير مشهود آشنا ‎شويد.

جرم مشهود و غير مشهود

در تعريف جرم مشهود بايد گفت: رفتارهاي خلاف قانون در اماكن عمومي كه در معرض ديد ماموران نيروي انتظامي اتفاق مي‌افتد، جرم مشهود ناميده مي‌شود.

اما بر خلاف اين تعريف، جرم غير مشهود زماني كشف مي‌شود كه مدت زيادي از ارتكاب آن گذشته است و به همين دليل به آساني نمي‌شود آن را ثابت كرد. در اين دسته از جرايم ماموران نيروي انتظامي وقوع جرم را به دادستان اعلام مي‌كنند تا دادستان پس از انجام بررسي‌هاي لازم، در مورد ادامه تحقيقات دستورهاي لازم را به ماموران نيروي انتظامي بدهد يا تصميم قضايي لازم را بگيرد.

انواع جرم مشهود را بشناسيد

 ۱. برخي افراد در خيابان‌ها يا اماكن عمومي مثل پارك‌ها و مراكز خريد رفتارهايي از خود نشان داده يا كارهايي انجام مي‌دهند كه خلاف قانون است و جرم محسوب مي‌شود. در مواردي اين اقدامات در جلوي چشم ماموران نيروي انتظامي اتفاق مي‌افتد كه  به آن جرم مشهود مي‌گويند.

 ۲.گاهي اوقات هم جرمي واقع مي‌شود كه بلافاصله ماموران نيروي انتظامي از وقوع آن خبردار و در محل حادثه حاضر مي‌شوند يا اينكه پس از گذشت مدت زمان كوتاهي از حادثه، اين ماموران نشانه‌هاي باقي مانده از جرم را مشاهده مي‌كنند.

 ۳.داستان به اينجا ختم نمي‌شود و موارد ديگر را مي‌توان جرم مشهود دانست ، آن هم مربوط به زماني است كه در موقع حادثه يا بلافاصله بعد از آن، قرباني يا افراد ديگري اعلام كنند كه فردي با مشخصاتي معين، عمل خلاف قانوني را انجام داده است. به عبارت ساده‌تر براي حادثه بايد شاهدي وجود داشته باشد كه وقوع  حادثه را گزارش دهد.

جرم مشهود

۴.مورد ديگر اين است كه بعد از دستگيري متهم، وسايل يا شواهد ارتكاب جرم، همراهش باشد، به اين ترتيب جرم مشهود خواهد بود.

 ۵. گاهي نيز اتفاق مي‌افتد كه متهم بلافاصله بعد از ارتكاب جرم از سوي ماموران دستگير مي‌شود، يعني مانند بسياري از برنامه‌ها و سريال‌هايي كه از تلويوزيون پخش شده است، مجرم بعد از ارتكاب جرم، طي يك تعقيب و گريز به دام مي‌افتد؛ به اين مورد هم جرم مشهود مي‌گويند.

۶.جالب است اين را هم بدانيد كه اگر ارتكاب جرم در خانه و به طور كلي محل سكونت فرد باشد، فرد قرباني مي‌تواند در همان زمان يا پس از آن، از ماموران نيروي انتظامي كمك گرفته و از آنها بخواهد در محل مورد نظر حاضر شوند كه اين مورد هم از جمله موارد جرم مشهود است.

 ۷.يكي ديگر از موارد جرم مشهود مربوط به زماني است كه متهم براي اعتراف راهي اداره پليس مي‌شود. به اين ترتيب متهم پس از انجام عمل خلاف قانون، خود را به ماموران معرفي مي‌كند و درباره جزئيات اقدام خود، اطلاعاتي مي‌دهد.

 ۸.اگر متهم ولگرد باشد و در منطقه‌اي كه حادثه در آن رخ داده است، به انجام كارهاي خلاف شهرت داشته باشد، جرم وي مشهود خواهد بود.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط hoghoghi | ۲۳ شهريور ۱۳۹۸ ساعت ۰۲:۳۰:۲۶ | آرشيو نظرات (0) :موضوع |

قرارداد تخليه را چگونه مي توان فسخ كرد؟

در اين مطلب به چند پرسش در باره شرايط فسخ قرارداد و تخليه ملك پيش از موعد پاسخ داده مي شود.

قرارداد تخليه

قرارداد تخليه را چگونه مي توان فسخ كرد؟

پايان يا فسخ قرارداد و تخليه به دلائل گوناگون متداول است .از آن جا كه دلايلي كه دو طرف  به منظور فسخ قرارداد و تخليه ملك دارند ممكن است تاثيراتي متفاوت بر جاي گذارد برآن شديم تا به پرسش هاي در اين باره پاسخ دهيم . با مجله پيام دلتا همراه باشيد.

سئوال- مستاجر خسارتي بيش ازوديعه به ملك وارد كرده در ضمن پول آب وبرق وگاز وتلفن وي هم بيش از وديعه 40 ميليوني شده است ،مي توانم به جرم فضولي  و خسارت به ملك پول را واريز نكنم؟

پاسخ – ابتدا بايد وديعه مال الاجاره به حساب دادگستري واريز شود سپس ضمن اثبات بدهي هاي مستاجر دادگاه پول را به حساب موجر مسترد مي كند.

سئوال – آپارتماني اجاره كرده ام. ازهمان روز اول متوجه شدم كه آپارتمان آنگونه  كه صاحبخانه  گفته مناسب نبوده،در اجاره نامه آمده است كه در صورت خواست مستاجر با پرداخت يك ماه اجاره و اطلاع به موجر، امكان فسخ وجود دارد.

پاسخ – خير. موجر نمي تواند مخالفت كند به سبب اينكه در قرارداد دو جانبه ي تنظيم شده اين موضوع به صراحت آمده است ،بهتر است  اظهارنامه اي براي موجر ارسال كنيد.

قرارداد تخليه

سئوال – يك واحد آپارتمان از صاحب خانه ام كه بساز و بفروش است خريده ام كه دراين واحد پسرصاحب خانه ساكن است .اين آپارتمان دردفترخانه اسناد رسمي به نام اينجانب ( خريدار) انتقال يافته است و سند تك برگ هم به نام خريدارصادر و قرار شد ازتاريخ  5 ارديبهش 97 اپارتمان ياد شده تحويل اينجانب شود اما پسرصاحب خانه  ازخالي كردن آپارتمان طفره مي رود و صاحب خانه هم مي گويد فعلا در اين خانه مستقر باش تا پسرم آپارتمان  را تخليه كند بعد آپارتمان نقل مكان كن . لطفا” بگوييد  از چه راهي مي توانم آپارتمان را تخليه كرده وآن را به خود انتقال دهمم.

پاسخ – مي توانيد با استناد به سند مالكيت خود دادخواست خلع يد به طرفيت ايشان تنظيم و اجرت المثل ايام تصرف را نيز از وي مطالبه كنيد.

سئوال- براي اجاره ملكي موكل خواهرم هستم و قرارداد مستاجر به پايان رسيده و ملك را تخليه نمي كند.به نظر شوراي حل اختلاف به سبب اينكه من مالك نيستم براي گرفتن دستور تخليه بايد وكيل بگيرم .وكيل اينجانب مبلغ چهل ميليون ريال براي تخليه ملك از طريق شوراي حل اختلاف از من در خواست كرده است. آيا اين مبلغ حق الوكاله معقول  و منطقي است ؟

پاسخ – مبلغي كه به عنوان حق الوكاله وكيل پرداخت مي شود ، صرفا توافقي است و مي توانيد از قبول آن خودداري كنيد


ادامه مطلب
نوشته شده توسط hoghoghi | ۲۱ شهريور ۱۳۹۸ ساعت ۱۰:۱۹:۲۴ | آرشيو نظرات (0) :موضوع |